دیکشنری فارسی

unsphere

معنی فارسی

از مدار خود خارج کردن،

از حوزه ي خود بيرون بردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-sfir´/vt.

از مدار خود خارج کردن، از حوزه‌ی خود بیرون بردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن