unswathe
معنی فارسی
از قنداق باز کردن، از بند رهانيدن.
معنی کامل و مثالها
/un swäth´/vt.
● (قنداق یا پوشش چیزی را) باز کردن، بیپوشش کردن، بی قنداق کردن
از قنداق باز کردن، از بند رهانيدن.
/un swäth´/vt.
● (قنداق یا پوشش چیزی را) باز کردن، بیپوشش کردن، بی قنداق کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن