دیکشنری فارسی

unswathe

معنی فارسی

از قنداق باز کردن، از بند رهانيدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/un swäth´/vt.

(قنداق یا پوشش چیزی را) باز کردن، بی‌پوشش کردن، بی قنداق کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن