دیکشنری فارسی

until

UKʌntil USən'tıl

معنی فارسی

تا تااينکه وقتي که

معنی کامل و مثال‌ها

/un til´, ǝn-/prep., conj.

تا

I slept until ten a.m.

تا ساعت ده بامداد خوابیدم.

he was here until yesterday

تا دیروز اینجا بود.

I'll wait until you call

صبر می‌کنیم تا تلفن بزنی.

until when is your office open?

اداره‌ی شما تا کی باز است‌؟

God be with you until we meet again

تا ملاقات بعدی خدانگهدار.

(اسکاتلند) به سوی

تا اینکه

years passed by until Shams returned

سال‌ها گذشت تا اینکه شمس مراجعت کرد.

* until now

تاکنون، تاحالا

مترادف‌ها

I. adverb, conjunction
1. Till, to the time when or that.
2. To the place, point, state, or degree that.
II. preposition
To, till.

واژه‌های دیگر با معنی «تا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن