دیکشنری فارسی

unto

UKʌntuː US'ʌntu

معنی کامل و مثال‌ها

/un´tōō/prep.

● (قدیمی)

● به، نسبت به، با

do unto others as you would have them do unto you

با دیگران چنان کن که خواهی با تو آنچنان کنند.

● رجوع شود به: until

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن