دیکشنری فارسی

untracked

معنی فارسی

مشغول به کار معمولي، رو به راه

معنی کامل و مثال‌ها

/un trakt´/adj.

● (امریکا - عامیانه) مشغول به کار معمولی، (دوباره) رو به راه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking pathways “trackless wilderness” “roadless areas”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن