دیکشنری فارسی

untrustworthy

UKʌntrʌstwəːðiː USənt'rʌs'twə:ðı

معنی فارسی

غير قابل اعتماد غير معتمد ناپايدار

مترادف‌ها

adjective
Unreliable, deceitful, treacherous, rotten, not to be depended on.

واژه‌های دیگر با معنی «غير قابل اعتماد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن