unvoice
معنی فارسی
محروم از صدا کردن، بدون صدا ادا کردن،
بي صدا شدن.
معنی کامل و مثالها
/un vois´/vt.
● (آوا شناسی) بیواک کردن، بی صدا کردن
محروم از صدا کردن، بدون صدا ادا کردن،
بي صدا شدن.
/un vois´/vt.
● (آوا شناسی) بیواک کردن، بی صدا کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن