دیکشنری فارسی

unvoice

معنی فارسی

محروم از صدا کردن، بدون صدا ادا کردن،

بي صدا شدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/un vois´/vt.

(آوا شناسی) بی‌واک کردن، بی صدا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن