دیکشنری فارسی

upcast

معنی فارسی

بالا اندازي تاه کش

معنی کامل و مثال‌ها

/up´kast´/n., adj.

● هرچیز بالا آورده یا بالا افکنده شده، فرازافکند

● (زمین شناسی) رجوع شود به: upthrow

● (معدن) چاه خروجی هوا، هوابر

● فراز افکنده

● فرازسوی، روبه‌بالا، زبرسوی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English upcasten, equivalent to up +‎ cast. Cognate with Scots upcast (“to throw up, cast up”).

مثال

  • The upcast of the soil was quite visible.
  • He gave an upcast glance.
  • The upcast air from the subway grates made her skirt billow.

ترکیب‌های رایج

Upcast glance Upcast eyes Upcast look

تعریف انگلیسی

noun
  1. air passage consisting of a ventilation shaft through which air leaves a mine

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن