دیکشنری فارسی

upholster

معنی فارسی

رويه کشيدن ، رويه انداختن (به) ،

لايي و فنر گذاشتن (در) ، پوشاندن

معنی کامل و مثال‌ها

/up hōl´stǝr/vt.

● (مبل و غیره را) تشک دوزی کردن، تشک‌دار کردن، فنردار و تشکی‌کردن، تودوزی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. provide furniture with padding, springs, webbing, and covers “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن