upholster
معنی فارسی
رويه کشيدن ، رويه انداختن (به) ،
لايي و فنر گذاشتن (در) ، پوشاندن
معنی کامل و مثالها
/up hōl´stǝr/vt.
● (مبل و غیره را) تشک دوزی کردن، تشکدار کردن، فنردار و تشکیکردن، تودوزی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- provide furniture with padding, springs, webbing, and covers “Somebody ----s something”