upper face of tunnel معنی فارسی پيشکار واژههای دیگر با معنی «پيشکار» steward وکيل خرج، پيشکار، مباشر chamberlain رئيس خلوت، پيشکار، ناظر head well مادر چاه، چاه پيشکار chamberer کلفت، معشوقه، پيشکار majordomo بزرگتر خانه، متصدي امور خانوادگي، ناظر agent نماينده، گماشته، وکيل