upspring
معنی فارسی
ورجستن بالاپريدن جهيدن ورجه برجهش
معنی کامل و مثالها
/up spriŋ´, up´spriŋ´/vi.
● ورجستن، بالاپریدن، جهیدن
● ورجه، برجهش
ورجستن بالاپريدن جهيدن ورجه برجهش
/up spriŋ´, up´spriŋ´/vi.
● ورجستن، بالاپریدن، جهیدن
● ورجه، برجهش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن