دیکشنری فارسی

upstairs

UKʌpstɛəz USəp'stɛəz

معنی فارسی

بالا (خانه) دراشکوب بالا

معنی کامل و مثال‌ها

/up´sterz´/adv., adj., n.

● بالای پلکان

● (ساختمان) طبقه‌ی بالا، طبقه‌ی فوقانی، بالاخانه، فرازاشکوب

the house has three rooms downstairs and four rooms upstairs

منزل در طبقه‌ی پایین سه اتاق و در طبقه‌ی بالا چهار اتاق دارد.

● در بالاخانه، وابسته به طبقه‌ی بالا

an upstairs bedroom

اتاق خواب طبقه‌ی بالا

* kick upstairs

(عامیانه) مقام بلند پایه ولی کم قدرت به کسی دادن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. the part of a building above the ground floor “no one was allowed to see the upstairs”
  2. on or of upper floors of a building “the upstairs maid” “an upstairs room”
  3. on a floor above “they lived upstairs”
  4. with respect to the mind “she's a bit weak upstairs”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن