upstart (1)
معنی کامل و مثالها
/up´ stärt´/n., adj.
● تازه به دوران رسیده، نوکیسه، ندید بدید
(Green) an upstart crow beautified with our feathers
کلاغ تازه به دوران رسیدهای که با پرهای ما آذین شده است
/up´ stärt´/n., adj.
● تازه به دوران رسیده، نوکیسه، ندید بدید
(Green) an upstart crow beautified with our feathers
کلاغ تازه به دوران رسیدهای که با پرهای ما آذین شده است
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن