دیکشنری فارسی

upstart (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/up stärt´/vi., vt.

● از جاجستن، ورجستن

● ورجهاندن، دلهره دادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن