دیکشنری فارسی

upthrow

معنی فارسی

پرتاب ببالا بطرف بالاانداختن تحول شديد. زبرگسله روگسله

معنی کامل و مثال‌ها

/-thrō´/n.

رجوع شود به: upheaval

(زمین شناسی) زبرگسله، روگسله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن