دیکشنری فارسی

upturn

USəp'tə:n

معنی فارسی

چرخش ببالا برگشت (بوضع بهتر) تبديل به احسن تغيير وضع روبترقي.

معنی کامل و مثال‌ها

/up tu_rn´, up´tu_rn´/vt.,vi., n.

● چرخش یا قوس روبه بالا، فراز چرخی

● به سوی بالا چرخیدن

● ترقی، بالا گرفتن کار و کاسبی

the upturn in economic activity

ازدیاد فعالیت‌های اقتصادی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an upward movement or trend as in business activity

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن