uretic
معنی فارسی
پيشاب اور پيشابي مدر
معنی کامل و مثالها
/yōō ret´ik/adj.
● وابسته به پیشاب، شاشی، پیشابی
● رجوع شود به: diuretic
مترادفها
adjective
Diuretic, urinative.
پيشاب اور پيشابي مدر
/yōō ret´ik/adj.
● وابسته به پیشاب، شاشی، پیشابی
● رجوع شود به: diuretic
adjective
Diuretic, urinative.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن