دیکشنری فارسی

urn

UKəːn USə:n

معنی فارسی

ظرفي که در روزگار پيشين بشکل گلدان يا

سماور ميساختند ... نگاه ميداشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/u_rn/n.

● گلدان (به ویژه گلدان پایه دار)

● بستو (به ویژه برای نگهداری خاکستر مرده)، سبو

● ظرف شیردار برای ساختن قهوه، قهوه جوش بزرگ

● (گیاه شناسی - خزه‌ها) هاگدان

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'urna', meaning 'water pot'.

مثال

  • The ashes were stored in a beautiful urn.
  • The urn was placed on the mantelpiece.
  • The museum had a collection of ancient Greek urns.

ترکیب‌های رایج

Decorative urn Ceramic urn Funeral urn Garden urn

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large vase that usually has a pedestal or feet
  2. a large pot for making coffee or tea

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن