دیکشنری فارسی

user

UKjuːzər US'ju:zə

معنی فارسی

بکار برنده ، استعمال کننده ، مصرف کننده ،

استفاده در نتيجه سابقه

معنی کامل و مثال‌ها

/yōō´zǝr/n.

● به کاربرنده، مصرف کننده، استفاده کننده، کاربر

the users of this computer

استفاده‌کنندگان این کامپیوتر

● معتاد

● (حقوق) حق انتفاع، ادعا نسبت به ملک یا غیره به خاطر مرور زمان

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'usen', from Old French 'user', from Latin 'usus'.

مثال

  • The user can connect the device to a computer.
  • The software is user-friendly.
  • The website has millions of users worldwide.

ترکیب‌های رایج

user guide user interface user experience end user user account

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who makes use of a thing; someone who uses or employs something
  2. a person who uses something or someone selfishly or unethically
  3. a person who takes drugs

واژه‌های دیگر با معنی «بکار برنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن