ushering
UKʌʃeriŋ
US'ʌʃərıŋ
معنی فارسی
راهنما (در مجالس و مانند آن) ، راهنما ،
معاون يا آموزگار پايين رتبه
راهنما (در مجالس و مانند آن) ، راهنما ،
معاون يا آموزگار پايين رتبه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن