utertus معنی فارسی زهدان بچه دان رحم واژههای دیگر با معنی «زهدان» matrix or matrices زهدان، رحم، شکم matrices زهدان، بچه دان رحم، شکم matrix زهدان، بچه دان رحم، شکم womb زهدان، بچه دان، رحم retro-uterine پشت زهدان، در پشت رحم. hysterotomy عمل زهدان، جراحي رحم culdoscope زهدان نما metritis آماس زهدان، التهاب رحم uteritis اماس زهدان، التهاب رحم hysterology گفتار در زهدان، مبحث رحم