دیکشنری فارسی

utter (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ut´ǝr/adj.

● محض، صرف

utter nonsense!

یاوه‌گویی محض‌!

● کامل، تمام عیار، بی‌چون و چرا، سراپا

the city's utter destruction

ویرانی کامل شهر

two utter strangers came

دو فرد کاملا غریبه آمدند.

* utterly, adv.

کاملا، تماما، سراپا

this is utterly impossible

این کاملا غیر ممکن است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن