utter (1)
معنی کامل و مثالها
/ut´ǝr/adj.
● محض، صرف
utter nonsense!
یاوهگویی محض!
● کامل، تمام عیار، بیچون و چرا، سراپا
the city's utter destruction
ویرانی کامل شهر
two utter strangers came
دو فرد کاملا غریبه آمدند.
* utterly, adv.
کاملا، تماما، سراپا
this is utterly impossible
این کاملا غیر ممکن است.