دیکشنری فارسی

vaccination

UKvæksineiʃən USvæksə'neıʃən

معنی فارسی

آبله کوبي تلقيح آبله

معنی کامل و مثال‌ها

/vak´sǝ nā´shǝn/n.

● مایه‌کوبی، واکسن‌زنی، تلقیح، واکسیناسیون

تعریف انگلیسی

noun
  1. taking a vaccine as a precaution against contracting a disease
  2. the scar left following inoculation with a vaccine

واژه‌های دیگر با معنی «آبله کوبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن