دیکشنری فارسی

valued

UKvæljuːd US'væljud

معنی فارسی

پر بها نفيس مطلوب

معنی کامل و مثال‌ها

/-yōōd/adj.

به ارزش، به بهای، ارزشیابی شده، قیمت‌گذاری شده، برآورد شده

a diamond valued at $50 thousand

الماسی که ارزش آن 50 هزار دلار برآورد شده است

پرارزش، ارزشمند، گرانبها، ارجمند، ارزنده، گرانقدر

a valued friend

یک دوست ارزشمند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (usually used in combination) having value of a specified kind “triple-valued”
  2. held in great esteem for admirable qualities especially of an intrinsic nature “a valued friend” “precious memories”

واژه‌های دیگر با معنی «پر بها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن