دیکشنری فارسی

van (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/van/n., vt., vi.

● (از ریشه‌های فارسی: کاروان)

● وانت، (اتومبیل) بارکش کوچک

● (انگلیس) واگن باری، کامیون کـوچـک

● (انگلیس) رجوع شود به: trailer

● با وانت حمل کردن

● با وانت سفر کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن