دیکشنری فارسی

varistor

معنی فارسی

مقاومت نيمه هادي با دو الکترود که مقاومت

آن به نسبت عکس ولتاژ در هر جهت تغيير

ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ ris´tǝr/n.

● (الکترونیک) متغیرساز، دگرشگر، دگرسانساز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن