دیکشنری فارسی

vassal

UKvæsəl US'væsəl

معنی فارسی

رعيت ملک تيول بنده نوکر

معنی کامل و مثال‌ها

/vas´ǝl/n., adj.

(فئودالیته) رعیت (کشاورزی که زمین ارباب را کشت می‌کرد و در مقابل بخشی از محصول و ساعات خود را به او می‌داد و متعهد به خدمت در قشون او بود)

نوکر، خدمتکار، بنده

وابسته، دست‌نشانده

مترادف‌ها

noun
1. Feudatory, feudal tenant.
2. Subject, dependant, retainer.
3. Servant, bondman, slave.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن