vault (1)
معنی کامل و مثالها
/vôlt/n., vt., vi.
● تاق ضربی، تاق قوسی
● (هر جای دارای تاق ضربی به ویژه در زیرزمین) سردابه، سرداب، صفه، چهارصفه، گنبدخانه
● (در بانک و غیره) گاوصندوق، خزانه، اتاق خزاین و امانات بهادار
● مغاره، غار، اشکفت
● (مجازی) آسمان، گنبد جهان
● (کالبدشناسی - سازواره یا حفرهی گنبددار) گنبد، گنبده
cranial vault
گنبدهی جمجمه
● با تاق ضربی یا گنبد پوشاندن، تاق ضربی زدن، دارای تاق قوسی کردن
● تاقنما، هلالتاق
● قوسی شدن یا کردن
● مقبره
● انبار فیلم