دیکشنری فارسی

vaulted

UKvɔːltidsiːliŋ US'vɔltəd

معنی فارسی

طاقدار

معنی کامل و مثال‌ها

/vôl´tid/adj.

● دارای تاق ضربی

● قوسدار، گنبدین، گنبدی، کمان‌سان، کمانی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a hemispherical vault or dome

مترادف‌ها

adjective
1. Arched, concave.
2. (Botany) Fornicate, fornicated.

واژه‌های دیگر با معنی «طاقدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن