دیکشنری فارسی

vehicular

UKviikjulər USvı'hıkjələ

معنی فارسی

گردونه اي هه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/vē hik´yōō lǝr/adj.

● وابسته به یا ویژه‌ی وسایط نقلیه، ترابر، اتومبیل‌رو

a vehicular tunnel

کندراه ویژه‌ی وسایط نقلیه

● وابسته به کاربرد وسایط نقلیه یا تصادف با آنها، وابسته به رانندگی

vehicular homicide

قتل در حین رانندگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or intended for (motor) vehicles “vehicular traffic” “Pertains to noun: vehicle”

واژه‌های دیگر با معنی «گردونه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن