vehicular
UKviikjulər
USvı'hıkjələ
معنی فارسی
گردونه اي هه اي
معنی کامل و مثالها
/vē hik´yōō lǝr/adj.
● وابسته به یا ویژهی وسایط نقلیه، ترابر، اتومبیلرو
a vehicular tunnel
کندراه ویژهی وسایط نقلیه
● وابسته به کاربرد وسایط نقلیه یا تصادف با آنها، وابسته به رانندگی
vehicular homicide
قتل در حین رانندگی