دیکشنری فارسی

veined

UKveind

معنی فارسی

رگدار ، وريددار

رگه دار ، داراي نقش رگه مانند

معنی کامل و مثال‌ها

/vānd/adj.

● رگ‌دار، وریددار

● رگه‌دار، دارای نقش رگه‌مانند

ریشه و کاربرد

ریشه

From the word 'vein' + '-ed'. First known use in the 15th century.

مثال

  • The marble was veined with gold.
  • The leaf was veined with red.
  • Her hands were veined and old.

ترکیب‌های رایج

veined marble veined leaf veined hands veined cheese

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or showing markings that resemble veins

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن