veiny
معنی فارسی
رگه دار پررگ
معنی کامل و مثالها
/vān´ē/adj.
● رگدار، رگنما، پر رگ و ریشه
● رگهدار
مترادفها
adjective
Striped, streaked, veined, variegated, venose.
رگه دار پررگ
/vān´ē/adj.
● رگدار، رگنما، پر رگ و ریشه
● رگهدار
adjective
Striped, streaked, veined, variegated, venose.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن