دیکشنری فارسی

velvet

UKvelvit US'velvət

معنی فارسی

مخملي مخمل نرم

معنی کامل و مثال‌ها

/vel´vǝt/n., adj.

● مخمل

cut velvet

مخمل پرزکوتاه

pile velvet

مخمل پرز بلند

● مخملی، مخمل‌نما، مخمل‌مانند

● (روی شاخ تازه‌ی آهو و غیره) پوست کرکدار

● (امریکا - قدیمی - خودمانی) برد، سود خالص، درآمد اضافی

● نرم

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a silky densely piled fabric with a plain back
  2. smooth and soft to sight or hearing or touch or taste
  3. resembling velvet in having a smooth soft surface

مترادف‌ها

adjective
Soft, smooth, delicate, velvety.

واژه‌های دیگر با معنی «مخملي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن