دیکشنری فارسی

vendable

معنی فارسی

قابل فروش جنس قابل فروش پولکي فاسد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. fit to be offered for sale “marketable produce”

واژه‌های دیگر با معنی «قابل فروش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن