vendable معنی فارسی قابل فروش جنس قابل فروش پولکي فاسد. واژههای دیگر با معنی «قابل فروش» sellable قابل فروش، فروختني. saleable (salable) قابل فروش، فروختني، قابل خريد vendibility قابل فروش بودن resalable قابل فروش مجدد. money refund offer فروش قابل پس دادن alienable قابل انتقال، قابل فروش، واگذاردني merchantable فروش رفتني، قابل فروش، بازار دار marketable فروش رفتني، قابل فروش، بازاردار vendible فروش رفتني، قابل فروش pileferable اقلام قابل حراج، اقلام قابل فروش بصورت فرسوده