دیکشنری فارسی

venereal

UKvəniəriəl USvə'nıərıəl

معنی فارسی

آميزشي ، مقاربتي ، زهروي ،

سودمند براي ناخوشيهاي آميزشي

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ nir´ē ǝl/adj.

● مقاربتی، آمیزشی، زهروی، مرزشی

a venereal disease

بیماری مقاربتی

● شهوت‌انگیز (phrooisiac)

● وابسته به بیماری‌های مرزشی

a venereal clinic

درمانگاه بیماری‌های مقاربتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the external sex organs “genital herpes” “venereal disease” “Pertains to noun: genitals (for: genital)”

واژه‌های دیگر با معنی «آميزشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن