دیکشنری فارسی

ventricular

UKventrikjulər USvent'rıkjulə

معنی فارسی

وابسته به شکمه دل يا شکم چه مغز ، بطني ، شکم دار ،

باد کرده

معنی کامل و مثال‌ها

/ven trik´yǝ lǝr/adj.

● وابسته به شکمچه، شکمچه‌ای، کاواکچه‌ای، بطنی

● شکمدار، بادکرده، برجسته، بیرون‌زده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to a ventricle (of the heart or brain) “Pertains to noun: ventricle”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن