ventricular
UKventrikjulər
USvent'rıkjulə
معنی فارسی
وابسته به شکمه دل يا شکم چه مغز ، بطني ، شکم دار ،
باد کرده
معنی کامل و مثالها
/ven trik´yǝ lǝr/adj.
● وابسته به شکمچه، شکمچهای، کاواکچهای، بطنی
● شکمدار، بادکرده، برجسته، بیرونزده
تعریف انگلیسی
adjective
- of or relating to a ventricle (of the heart or brain) “Pertains to noun: ventricle”