ventriloquial
معنی فارسی
وابسته به گفتار بطني، شکمگويي،
شکم گوئيانه
معنی کامل و مثالها
/ven´trǝ lō´kwē ǝl/adj.
● وابسته به گفتار بطنی، شکمگویی، شکم گوئیانه
وابسته به گفتار بطني، شکمگويي،
شکم گوئيانه
/ven´trǝ lō´kwē ǝl/adj.
● وابسته به گفتار بطنی، شکمگویی، شکم گوئیانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن