دیکشنری فارسی

verbify

معنی فارسی

تبديل به فعل کردن ،

دراز گويي يا دراز نويسي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-bǝ fī´/vt.

● رجوع شود به: verbalize

تعریف انگلیسی

verb
  1. make into a verb “mouse' has been verbified by computer users” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تبديل به فعل کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن