دیکشنری فارسی

verbose

UKvəːbous

معنی فارسی

پر دراز مطول دراز نويس دراز گو

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝr bōs´/adj.

دارای اطناب، طولانی، مطول، پرگویانه، درازگویانه

درازگوی، لفاظ، روده‌دراز، پرگو

* verbosity, n.

اطناب، پرگویی، درازگویی، لفاظی

مترادف‌ها

adjective
Wordy, prolix, diffuse.

واژه‌های دیگر با معنی «پر دراز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن