verdure
UKvəːdjeər
معنی فارسی
سبزه سبزي تازگي
معنی کامل و مثالها
/vu_r´jǝr/n.
● سبزی، خرمی، سبز و خرمی، سرسبزی، طراوت
● گیاهان، رستنیها، گیاهان سبز
● رونق، شکوفایی، پویایی
تعریف انگلیسی
noun
- green foliage
- the lush appearance of flourishing vegetation
مترادفها
noun
Greenness, green, viridity, freshness (of vegetation).