دیکشنری فارسی

verge (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/vu_rj/vi.

● (معمولا با: to یا toward) تمایل داشتن به، گرایش داشتن

the company verges to bankruptcy

شرکت رو به ورشکستگی می‌رود.

the river verges to the north

رودخانه به سوی شمال می‌رود.

● درشرف (روی‌دادن) بودن، در حال تبدیل شدن بودن

dawn verging into daylight

سحرگاهی که دارد روز روشن می‌شود

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن