verisimilitude
UKverisimilitjuːd
USverəsə'mılə'tu:d
معنی فارسی
راست نمايي ، احتمال ،
احتمال صحت گفته اي که احتمال دارد راست باشد
معنی کامل و مثالها
/ver´ǝ si mil´ǝ tōōd´/n.
● راستنمایی، واقعمانندی، محتملنمایی، راستیننمایی، عیننمایی
● ظاهرا واقعی (ولی باطنا نه)، واقعینما، صوری، ظاهری، سطحی
تعریف انگلیسی
noun
- the appearance of truth; the quality of seeming to be true
مترادفها
noun
Likelihood, probability, appearance of truth.