دیکشنری فارسی

vermiculation

معنی فارسی

کرم خوردگي، ايجاد موج و شيار کرم مانند.

جنبش کرمي، حرکت کرمکي

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝr mik´yǝ lā´shǝn/n.

● طرح کرمی، طرح ژول، ژولی

● جنبش کرمی، حرکت کرمکی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of wavelike muscle contractions of the alimentary tract that moves food along
  2. a decoration consisting of wormlike carvings

واژه‌های دیگر با معنی «کرم خوردگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن