دیکشنری فارسی

verminous

UKvəːminəs

معنی فارسی

پر از حشرات يا جانوران موذي ، شپش گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/vu_r´mǝ nǝs/adj.

● حشره‌مانند، خسترسان

● حشره‌زده، شپشو، خسترزده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of the nature of vermin; very offensive or repulsive

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن