دیکشنری فارسی

verruca

معنی فارسی

زگيل برآمدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ rōō´kǝ/n., pl.

● زگیل

● برجستگی زگیل‌مانند (مثلا بر پشت وزغ)

تعریف انگلیسی

noun
  1. (pathology) a firm abnormal elevated blemish on the skin; caused by a virus

مترادف‌ها

noun
Wart.

واژه‌های دیگر با معنی «زگيل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن