دیکشنری فارسی

versifies

UKvəːsifaiz

معنی فارسی

تبديل به نظم کردن ، به نظم در آوردن ،

منظومه کردن ، شعر ساختن ، شاعري کردن

ریشه و کاربرد

Verb

Turns into or express in verse (third person singular).

ریشه

From Latin versificare, from versus (“verse”) + facere (“to make”).

مثال

  • He versifies his feelings into poetry.
  • She versifies every story she hears.
  • The poet versifies beautifully.

ترکیب‌های رایج

Versifies a story Versifies feelings Versifies prose

واژه‌های دیگر با معنی «تبديل به نظم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن