versus prep معنی فارسی در مقابل بر ضد واژههای دیگر با معنی «در مقابل» versus در مقابل thereagainst در مقابل آن، مخالف آن، در برابر آن light-sensitive حساس در مقابل نور windproof مقاوم در مقابل باد، ضد باد. cash against documents پول در مقابل اسناد light resistance مقاومت در مقابل نور antienergistic مقاوم در مقابل انرژي، پادپويا flood protection حفاظت در مقابل طغيان wear resistance مقاومت در مقابل سايش documents against payment اسناد در مقابل پرداخت