دیکشنری فارسی

vesicate

معنی فارسی

تاول دار (تاول دار) کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-kāt´/vt., vi.

● تاول زدن، تاول‌دار کردن یا شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. get blistered “Her feet blistered during the long hike” “Something ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «تاول دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن