vespal معنی فارسی زنبوري وابسته به زنبور. واژههای دیگر با معنی «زنبوري» vespine زنبوري cellular tissue بافت زنبوري cellular brick آجر لانه زنبوري collenchyma بافت لانه زنبوري، بافت کلانشيم. duolateral coil پيچک لانه زنبوري cellulitis ورم بافته هاي زنبوري propolis مومي که زنبور عسل از غنچه هافراهم کرده، موم زنبوري sclerenchyma بافت سخت سلولي، بافت زنبوري. cellular cofferdam فرازبند محفظه اي، فرازبند لانه زنبوري [بقياس] (اف) honey-combed خانه خانه، سوراخ سوراخ، خانه زنبوري