دیکشنری فارسی

vespertine

معنی فارسی

شامگاهي شب باز شو شب پر شپ پرواز کن

معنی کامل و مثال‌ها

/ves´pǝr tin, -tīn´/adj.

● شبانگاهی، شامگاهی، شبانه، روی‌دهنده در سرشب

● (گیاه‌شناسی) شب شکوفا، شب‌شکوف

● (جانورشناسی) شب‌کار، شبگرد (vespertinal هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «شامگاهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن